
کانون تبادل اندیشه های نوین حقوقی
Center of the interchanging the New legal thoughts
دکتر سید مهدی فاطمی نظر ، بنیانگذار کانون تبادل اندیشه های نوین حقوقی
گفتمان سازی حقوق
ارزش گذاری قانون
فرهنگ عمومی و حقوق شهروندی
پیش رو بودن در عرصه حقوق بشر
حقوق و تکالیف شهروندان نسبت به یکدیگر
حقوق و تکالیف دولت و مردم
مشارکت حقوقی در تولید ، دانش بنیان ، اشتغال آفرینی
گفتمان سازی مبارزه با فساد
امنیت قضایی ، اصول و اهداف
حقوق شهروندی و امنیت قضایی
حمایت حقوقی و قضایی از ایرانیان خارج از کشور
طرح توسعه وکالت
تشکل های حقوق دانش بنیان
دیپلماسی حقوقی
نقش حقوقدانان در مصلح سازی اجتماعی
الزام فراگیری فنون مذاکره برای حقوقدانان
نقش و کارکرد حقوقدانان در طرح تحول مردمی سازی دولت
مشاوره حقوقی و وکالت
قوانین استفاده از سایت :
1 . استفاده و برداشت مطالب و تصاویر از صفحات با ذکر منبع بلامانع می باشد .
2 . هیات تحریریه در تغییر ، بازنگری و درج مطالب ، عکس ها و فیلم های ارسالی آزاد است .
3 . مطالب مندرج در مباحث مختلف ، عالمانه و کارشناسانه بوده و از درج مطالب با محتوای سیاسی غیر متعارف و یا موضوعات مغایر با اخلاق عمومی خودداری خواهد شد .
4 . مطالب با ادای احترام به کلیه عقاید ، آداب و رسوم ، ادیان ، حکومت ها و تفکرات اندیشمندانه اخذ و ثبت خواهند شد .
عاشقانه های یک حقوقدان
سفیر قلب تو میشوم در ازدحام رنج ها و تلخی ها...
وقتی خط به خط مواد قانون نبودنت را میخوانم تنها بطلان دوست داشتنت را در میابم و بس....
وقتی که دیگر در تابعیت قلب تو نیستم تابعیت مضاعف را میخواهم چه کار !.....
دریای آزاد من پر از موج نفس های توست پر از نگاه هایی که تمام دریای سرزمینی ات را به وجد می آورد....
اما تو هنوز هم بطلان این قرارداد را میخواهی....
یادت می آید !؟
عشق تو تنها یک مالک داشت و آن هم من بودم اما این روزها چون ملک مشاعی شده است عشق تو ، همه از آن حق انتفاع دارند.
اشکالی ندارد من این عشق را حتی در اشاعه هم خواهانم تو از تمام اموال منقول و غیر منقول دنیا تنها وجودت را به من منتقل کن حتی اگر حبس مال باشد حتی اگر تنها منفعتی کوچک ، تنها لبخندی گرم از تو وجودم را گرما ببخشد.
اگر روزی از تو شکایتی به دادگاه ببرم خواهان اعاده به وضعیت سابق میشوم تو خوانده تمام اشک هایم تمام سکوت هایم و تمام تنهایی هایم هستی وقتی که من با گرمی اشک هایم با تو حرف میزنم تمام این اشک هایم این طومار بلند دادخواستم به تو ابلاغ واقعی میشود....
من از آن که قلب تو راغصب کرده شاکی ام .
خسارت این غصب رد تمام وجود توست رد عین نگاه توست رد آن عشق بی مثالی است که دیگر مثل آن وجود ندارد.
قانون مدنی میگوید هیچ کس نمیتواند طرق و شوارع عامه و کوچه هایی را که آخر آنها مسدود نیست را تملک نماید.
اما تو تنها مالک کوچه ی قلبم هستی وقتی آرام و تنها در این کوچه ی سرد قدم میگذاری و وقتی دوباره تابعیت تو از آن من میشود دیگر خواهان هیچ حقی نیستم جز استیفای تمام وجودت....
ترصیف عشق من و تو از ابتدای آفرینش دنیا بر سر تیر وجودمان حک شده است.
روزنه ای به سمت پنجره ی اتاقم باز کن من با هیچ حصاری با هیچ حایلی مانع از تو و نگاهت نمیشوم...
عین عشق تو را در هنگام غصب هیچ جایگزینی نیست و بدل حیلوله را نمیخواهم تنها عطر تنت را تمام تمامت را به من برگردان....
حیازت عشق تو در تملک من در می آید.
و ای کاش توافق قلب هایمان مانا باشد و ضمانت اجرایش تمام وجودت باشد وقتی در مالکیت من در می آیی....
نوشته آقای نصیری
موضوعات مرتبط: اندیشه های حقوق ، طنزها ، کاریکاتورها و جنبه های تفریحی حقوقی ، عاشقانه های حقوقی
برچسبها: عاشقانه های حقوق , ادبیات حقوقی , نوشته های حقوقی , حقوق و هنر



